آنچه والدین برای نمازخوان شدن فرزندشان باید انجام دهند

پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز جنگ کفر و ایمان بیشتر جنگ نرم است و جنگ نرم دو هدف کلی دارد:
1- تسخیر قلوب : میل و خواسته دشمنان همان چیزی شود که ما میخواهیم
2- تسخیر عقول: صحیح و خطای دشمنان ما همان چیزی شود که ما میخواهیم
این دو هدف از سوی هر دو جبهه کفر و ایمان لحاظ میشود اما غلبه این جنگ به میزان نامحدودی به سود جبهه کفر است و جای کاملا خالی جبهه ایمان کاملا مشهود است. از این سو لازم است که دستگاه های فرهنگی تلاش خویش را برای کار گسترده و جامع در این زمینه چندهزار برابر کنن چون طبق گفته مقام معظم رهبری کار فرهنگی پاان ندارد. امروزه بیشتر جوانها در فضای مجازی و بخصوص شیکه های اجتماعی حضوری فعال دارند که اگر دستگاهی میخواهد کار فرهنگی کند باید به سمت این ابزارها برود همان کاری که جبهه کفر سالهاست وارد آن شده است و هم وغم خود را جهت تسخیر قلوب و عقول انسانها بخصوص مومنان کند. جبهه جنگ نرم بسیار گسترده است و یکی از این خطوط نماز است و یکی از خطوط نماز جمعه است. متاسفانه کم کاری برای نماز جمعه به حدی است که حتی یک سایت جامع و واحد برای نماز جمعه نه یک شهر بلکه برای کل کشور وجود ندار و بسیاری از ستادهای نماز جمعه از یک وبلاگ برای تبلیغ و اشاعه نماز جمعه و ابلاغ برنامه هایشان استفاده میکنند. که جای تاسف دارد.
آموزش نماز-شروع نماز
تکبیرة الاحرام
"نماز" با گفتن "الله اکبر" آغاز می شود، گفتن "الله اکبر" در آغاز نماز به معنای جدایی از غیر خدا و پیوستن به اوست.اعلام بزرگی پروردگار و دوری جستن از تمام قدرتهای دروغین است.
سید هاشم امام جماعت مسجد «سردوزک» بعد از نماز منبر رفتند. در ضمن توصیه به لزوم حضور قلب در نماز فرمودند:
روزی پدرم میخواست نماز جماعت بخواند. منهم جزء جماعت بودم ناگاه مردی به هیئت دهاتی وارد شد. از صفوف عبور کرد تا صف اول و پشت سر پدرم قرار گرفت.
نمازگزاران از این که یک نفر دهاتی در صف اول ایستاده ناراحت شدند. او اعتنایی نکرد و در رکعت دوم در حال قنوت، نمازش را فُرادا کرد و نمازش را به تنهایی به اتمام رساند.
همان جا نشست و مشغول نان خوردن شد. چون نماز تمام شد مردم از هر طرف به او حمله و اعتراض کردند او جواب نمیداد.
پدرم فرمود: چه خبر است؟
مردم گفتند: مردی دهاتی و جاهل به مسجد آمد و در صف اول پشت سر شما اقتدا کرد. آنگاه وسط نماز قصد فُرادا کرده و پس از اتمام نماز، نشسته نان میخورد.
پدرم به آن شخص گفت چرا چنین کردی؟
در جواب گفت: سبب آن را آهسته به خودت بگویم یا در این جمع بگویم؟
پدرم گفت که در حضور همه بگو.
گفت: من وارد این مسجد شدم به امید اینکه از فیض نماز جماعت با شما بهرهمند شوم. چون اقتدا کردم، دیدم شما در وسط حمد از نماز بیرون رفتید و در این حال و فکرواقع شدید که من پیر شدهام و از آمدن مسجد عاجز شدهام، الاغی لازم دارم پس به میدان الاغ فروشها رفتید و خری را انتخاب کردید. و در رکعت دوم در خیال تدارک خوراک و تعیین جای او بودید. من عاجز شدم و دیدم بیش از این سزاوار نیست با شما باشم، لذا نماز خود را تمام کردم این را گفت و از مسجد بیرون رفت.
پدرم بر سر خود زد و ناله کرد و گفت: این مرد بزرگی است او را بیاورید: من با او کار دارم.
مردم رفتند که او را بیاورند، ناپدید گردید، و دیگر دیده نشد.[1]
[1] .راهنمای سعادت، ص152.
مقدمه
بشر، میل و علاقه زیادى به شنیدن و خواندن داستان دارد و این اشتیاق ، در نهاد هر انسانى وجود دارد. البته این میل و علاقه از دوران کودکى و نوجوانى شروع مى شود. قرآن کریم نیز گاهى مطالب اخلاقى و تربیتى را در قالب داستان بیان مى کند تا براى مردم سرمشق زندگى باشد و به همین جهت ، این جانب تصمیم گرفتم به خواست خداوند متعال ، داستانهایى را پیرامون چند موضوع انتخاب کنم تا شاید ان شاءاللّه کمکى در راه نشر معارف اسلامى باشد. و اولین موضوع را «نماز» قرار دادم . (البته این تعداد داستان ، انتخابى است از میان داستانهاى بسیارى که پیرامون این موضوع وجود دارد). امید است که مفید واقع شود ان شاء الله تعالى .